۱۳۸۹ آذر ۹, سه‌شنبه

۱۳۸۹ آذر ۵, جمعه

این وبلاگ

نمیدونم ادامها وقتی‌ ناراحتند، درد دارن چهجور همه هنرمندو فیلسوف میشوند. من میخواهم داد بزنم، اگه حال و رمقی داشته باشم. اگر نه که، میشینم و غصه میخورم با خیال راحت. به هر حال چیزی هم اگه `خلق ` کنم در اون لحاظت حوصلهٔ نوشتنشو ندارم. اگر هم بنویسم می‌شه تعریف حالت شخصی‌ که به درد هیچ بانی‌ بشری نمی‌خوره! یه متن بی‌ تصحیح، بی‌ سر و ته! این کیبرد فارسی هم که مشکله مضاعف شده. حوصله من طاب نداره.

حالت دوم هم که اینه که حالم خوشه. دیگه بیرون دارم میچرخم. مسلما پشت کامپیوتر نمیشینم. خلاصه این وبلاگ فعلا حکم جوجه اردک زشتی رو داره که کسی‌ تحویلش نمیگیره. مگر اینکه ماتحت مبارکو بشونم سر جاش و کمی‌ مثل آدم بنویسم!

۱۳۸۹ آبان ۱۸, سه‌شنبه

دقیقا الان!

انگار لبه دایو هفت متری وایسادم می‌خوام بپرم توی حوزه یخ! گفتم ثبت بشه در تاریخ!!

۱۳۸۹ آبان ۱۵, شنبه

ذوق زدگی

می‌خوام از دیدن شنبه زده بحثمو شروع کنم، امروز رفته بودیم مرکز شهر جائی که قرربود سعید شنبه زده عزیز رو ببینیم، عزیز مانند همهٔ بوشهریا بندر ابسیا، همهٔ اهالی خونگرم جنوب. جای که مردم دلشون به اندازهٔ دریا بزرگ، مهمونو هنوز حبیب خدا میدونن! مردمی که موسیقیشون گرمای جنوبو داره، ریتم لنگر انداختن، ماهیگیری و چکش زدن به چوبهای لنج! مردمی که ما نشناختیمشون، ولی‌ همیشه به گرمی‌ مارو پذیریی‌ کردن! سعید هم به همین اندازه گرم و صمیمی‌ و با مزه است!


سعید یکی‌ از نمونههای خوب نسل مس! کسی‌ که با همهٔ کمبود‌ها و کمتوجهی‌ها کارشو خوب ادامه داده، انقدر هم از سنت و توانایی‌های خودش آگهی داره که باهاشون بتونه یه دنیا رو به طرب بیاره.


واقعا اشتر به شعر عرب به حالت استو طرب گار تابع نیست تو را کج طبع جانوری.


از این‌ها زیاد دایم ما، این نسل ما پر است از این ها! از نمونههای سیامک آقای، ارداون کامکار، علیرضا قربانی... و هزارن تا آدم دیگه که هر کدوم در آینده ستاره خواهند بود. مطمئنم کسانی‌ مثل لطفی‌، شجریان، ... آرزو داشتن در این جوانی به همین با سوادی بود باشن.